می دونم خیلی دیر شده. خیلی زودتر از این ها باید این پسملکو از شیر می گرفتم. فکر کنم بیشتر از اون خودم آمادگیشو نداشتم. از طرف دیگه هم خیلی مساله را بزرگ کرده بودم تو ذهنم که پس شب ها چه جوری بخوابونمش! مدتی هست که خیلی ذهنم رو این موضوع مشغول کرده بود. آخه مساله ای هست که وقتی شروع کردی باید قاطعیت داشته باشی. از این می ترسیدم که شروع کنم و کار سختی باشه بعد شل کن سفت کن بشه اساسا موضوع خیلی سخت بشه اونوقت. هفته پیش چند شبو سعی کردم تو ماشین باشیم که اونجوری خوابش ببره. اما کافی نیست مهم وقتیه که خونه است و باید عادت خوابیدنش تغییر کنه. از چند ماه پیش مرتب می گفتم ممه نه! ممه کثیفه! آرمین بزرگ شده! جواب می داد: با دستمال تمیز ک...